فروشگاه اینترنتی مطمئن
آخرین خبرها
خانه / بهترینها / غمگین بودن ایرانیها

غمگین بودن ایرانیها

غروب روزهای جمعه را می توان زمانی گفت که نه حال بیرون رفتن با دوستان را داریم و نه طاقت ماندن در خانه که در بیشتر مواقع حالت دوم اتفاق می افتد و مجبور می شویم تا این غروب را با برنامه های جذاب صدا و سیما سپری کنیم ! البته در این زمان  ممکن است  برای رفع دلتنگیمان با کسانی تماس بگیریم که سالی یک بار هم با هم کاری نداریم؛ قسمت دردناک ماجرا صبح شنبه است که می فهممیم چه کار اشتباهی انجام داده ایم و ای کاش با این دوستان تماسی نمی گرفتیم.

علت غمگین بودن ایرانیها بر خلاف بسیاری از مسائل مهم و حیاتی ، شادی در کشورمان دچار اختلال شده است .  هیچ سازمان و نهادی خود را متولی این موضوع نمی داند و بیشتر آن ها این مساله را بین یکدیگر پاس کاری می کنند ؛ البته بر خلاف شادی برای افسردگی ، مدیریت و برنامه های مختلفی وجود دارد و در بیشتر مواقع استقبال بیشتری از آن می شود.

عواقب این بی برنامگی و کمبود شادی را به صورت غیر مستقیم در جامعه شاهد هستیم. آمار ناهنجاری ها و بزه‌های اجتماعی ( قتل ، تجاوز ، افسردگی و ... )  روز به روز افزایش پیدا می کند و جامعه شناسان همواره در صحبت هایشان این موضوع را مطرح می کنند که کمبود شادی یکی از اصلی‌ترین دلایل بالا رفتن این آمار است.

 اگر برنامه‌ای هم به صورت خودجوش برای شادی دست جمعی به وجود بیاید عواقب کاملا ناخوشایندی برای برگزار کنندگان و شرکت‌کنندگان در مراسم خواهد داشت .

دلیل افسردگی غروب جمعه

تا به این لحظه که مشغول تدوین گزارش هستم  دلیل اصلی افسردگی  مشخص نشده است ، عده ای آن را از معضلات مدرنیته در جوامع در حال گذر از سنت به مدرنیسم می دانند  اما بیشتر روانشاسان نبود شادی های ماندگار و وجود لذت های لحظه ای و فانی در زندگی افراد را یکی از اصلی ترین دلایل آن می دانند . موضوع وقتی جدی تر می شود که متوجه می شوم طبق آمار سازمان جهانی بهداشت تا 20 سال آینده مردم جهان  بیشتر از هر بیماری دیگری به اختلالات روانی و افسردگی مبتلا خواهند شد.

غروب جمعه ، شاید آشناترین تصویری باشد  که بیشتر ما از افسردگی در ذهن داریم .

 غروب جمعه را می توان زمانی گفت که نه حال بیرون رفتن با دوستان را داریم و نه طاقت ماندن در خانه که در بیشتر مواقع حالت دوم اتفاق می افتد و مجبور می شویم تا این غروب را با برنامه های جذاب صدا و سیما سپری کنیم ! البته در این زمان  ممکن است  برای رفع دلتنگیمان با کسانی تماس بگیریم که سالی یک بار هم با هم کاری نداریم؛ قسمت دردناک ماجرا صبح شنبه است که می فهممیم چه کار اشتباهی انجام داده ایم و ای کاش با این دوستان تماسی نمی گرفتیم.

غروب جمعه زمانی است که  معمولا بیشترمان  احساس می کنیم که افسرده و تنهاترین انسان های روی کره زمین  هستیم ؛ اما شنبه که می شود همه به سمت هدفی که برای خود در زندگی ساخته ایم می رویم و غروب جمعه را به فراموشی می سپاریم .

عده ای هستند که همه روزهای هفته برایش مانند غروب جمعه تلخ و کسالت بار می ماند و صبح شنبه برایشان هیچ فرقی با غروب جمعه ندارد، افرادی که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود.

نداشتن آمار

آمار ها در مورد این افراد بسیار ضد و نقیض است . گویا این معضل هنوز برای مسولان آنقدر ها مهم نشده است که اقدام به آمار گیری کنند و آن را در اختیار مردم قرار دهند . البته اطلاعاتی هم بر این مبنا وجود دارد که این آمار جزء آمار محرمانه وزارت بهداشت به حساب می آید .  اما طبق آخرین آمارهای  نهادهای بین الملی موجود ، نزدیک به 25 درصد از مردم کشورمان از بیماری های روانی ( شامل افسردگی و ... ) رنج می برند .

بر اساس آمار دانشگاه علوم پزشکی ، آذربایجان شرقی بیشترین آمار افسردگی را در میان استانهای کشور در 10 سال گذشته تاکنون به خود اختصاص داده  است . جوانان و زنان این استان عمده ترین گروه تشکیل دهنده  این آمار هستند .

آیا من مریضم که باید دکتر بروم ؟

نحوه ی برخورد عده ای از ما با افسردگی این گونه است که در ابتدا سعی می کنیم منکر کل ماجرا شویم ، سپس سعی میکنیم  با موضوعی که باعث ایجاد افسردگی شده است  کنار بیاییم و آن را به  فراموشی بسپاریم . خدا آن را روز را نیاورد که دوست یا آشنایی پیشنهاد رفتن به روانشناس یا روانپزشک را بدهد ، جوابی که فرد پیشنهاد دهنده می گیرد معمولا این جمله است: « من مگه دیوانه ام که می گویی برو پیش روانشناس ! »

این جمله ای است  که تا چند سال پیش بیشتر مردم به آن معتقد بودند، معضلی که در این افراد که تعدادشان هم کم  نیست  وجود دارد این است که حاضر نیستند تا افسردگی را به عنوان بیماری قبول کنند که احتیاج به درمان دارد و برای علاج آن باید نزد متخصص بروند .

مشکل بعدی این افراد مساله ی هزینه مطب های روان شناسی است که از ساعتی 50 هزارتومان شروع می شود و تا 400 هزار تومان هم ادامه پیدا می کند . منتها اگر فکر می کنید که مشکلتان با یک یا چند جلسه حل می شود سخت در اشتباه هستید ، بعضی از روانشناسان هستند که حاضراند برای درآمد بیشتر  دوران درمان شما را طولانی تر کنند .

این ها صحبت های صحرا 26 ساله است که از 20 سالگی به خاطر مشکلات روحی اش  مشتری ثابت مطب های روانپزشکی و روانشاسی است . وقتی که دلیل مراجعه اش را در 6 سال متوالی به این مطب ها می پرسم کمی ناراحت می شود و می گوید : « اگر دلیلش را می دانستم که دیگه دکتر نمی رفتم »  البته خودش معتقد است که اگر از 18 سالگی که مشکل اصلی او به وجود آمده بود به دکتر مراجعه می کرد و آن دو سال را سعی نمی کرد تا خود درمانی بکند  شاید مشکلش تا الان  ادامه پیدا نمی کرد .علت افسردگی

افراد زیادی مانند صحرا وجود دارند که سالیان سال است که دچار مشکلات روحی شده اند ولی برای اینکه موضوع را خودشان حل کنند و به خاطر ترسی که از مطب های روانشناسی دارند حاضر هستند تا با وجود زجر و دردی که می برند مسا له را در خودشان حل کنند ولی پایشان به مطب روانشناس باز نشود، عده ای دیگر هم هستند که با مراجعه به روانشناس مشکلی ندارند ولی هزینه این کار را ندارند.

متأسفانه به دلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی موجود آمار افسردگی سال به سال در حال افزایش است و بعید نیست که در آینده ای نه چندان دور رتبه میزان شادی در ایران از صد و پانزدهم بین صد و هفتاد و پنج کشور به رتبه صد و هفتاد و پنجم برسد.

مؤسسه گالوپ نیز به تازگی اعلام کرده‌ است که بر اساس آخرین نظر سنجی خود ایران دومین کشور غمگین دنیا است.

سید حسین موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و جامعه‌شناس در رابطه با دلایل کمبود شادی و بالا رفتن میزان افسردگی در میان مردم به 55 آنلاین گفت:‌

هر فردی خودش باید برای ایجاد شادی و نشاط برنامه‌ریزی کند و منتظر دولت و نهاد‌های دیگر نباشد، قبول دارم که شرایط کلی هر جامعه‌ای می‌تواند تأثیرگزار باشد اما اینکه من یاد بگیرم که حتی در سخت‌ترین شرایط هم شاد باشم به ایجاد یک جامعه شاد کمک می‌کند، ‌شادی که بتواند منتج به نشاط و پویایی در جامعه شود.

ما برای مدیریت شادی باید یک بازنگری نسبت به کارهایی که تا امروز انجام داده‌ایم بکنیم و مسئله شادی در زندگی را جدی‌تر از قبل دنبال کنیم، همین‌طور مسئله آموزش شاد بودن و شادی کردن نیز باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

وی در خصوص اینکه چرا مردم ما غم را بیشتر از شادی جدی می‌گیرند و برای آن برنامه‌های جدی‌تری دارند گفت:  ما باید شادی را در سبد روزانه زندگیمان قرار دهیم،‌ ما هم مناسبت‌های شاد داریم و هم مناسبت‌های غمگین.

مثلا در شب قدر وقتی که بیدارید و گریه می‌کنید، احساس ناراحتی نمی‌کنید و پس از اینکه مراسم این شب را انجام می‌دهید حال خوبی دارید و احساس نشاط می‌کنید.

متأسفانه شادی در زندگی ما کمتر نهادینه شده است، نیاکان ما هر فرصتی را برای جشن گرفتن استفاده می‌کردند و در آن به شادی می‌پرداختند، خودمان باید فرصت‌ها و فضاهایی را برای شادی فراهم کنیم تا زندگی پر نشاط داشته باشیم.

 

طبق گفته‌های موسوی چلک  ما نباید منتظر دولت باشیم که برای شادی‌مان برنامه‌ریزی کند، چه بسا اگر این انتظار ادامه پیدا کند طولی نکشد تا تبدیل به افسرده‌ترین کشور دنیا شویم، پس باید خودمان دست به کار شویم و  به دنبال بهانه‌های هر چند کوچک برای شاد بدون مانند زدن یک لبخند در برخورد با غریبه‌ها، لذت بردن از هوای خنک یک شب تابستانی و ... باشیم.

یک نظر

  1. وقتی بجای پارک توی هر محل یک ماتمکده ساختند وقتی شادی چیز بدیه و عزاداری خوبه جز این نمیشه انتظار دیگه ای داشت؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>